تبليغاتX
انا من الحیدریون
انا من الحیدریون
انا من الحیدریون
کافه گلاسه با طعم عاشورا دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384 19:37

صدای محرم می آید . صدای کارناوالهای عزاداری . صدای مداحی های همراه با گیتار برقی . صدای گریه می آید صدای خنده می آید .
دوباره محرم آمد ؛ ماه پیروزی خون بر شمشیر. ماه آزادی جماعت نسوان از بند خانه . دیگر دختری از بیرون ماندن در خیابان تا نیمه های شب خجالت زده نیست .
محرم آمد و پرچمهای سیاه ، خیمه های سیاه و ماتیکهای سیاه
دوباره صدای گوشخراش مداحی ها در جنوب شهر و صدای مطرب انگیز مداحان شمال شهر می آید.
اینجا واقعه عاشورا را با لیزر می خوانند. اینجا شمایل امام حسین و ابالفضل را در جای جای خیابان خواهید دید چهرهایی چون هنرپیشه های سینمای هند با بازوانی پیچیده به سبک آرنولد . اینجا دیگر کسی به یاد عاشورا و شهادت نمی افتد.
دیگر کسی به فکر لب تشنه و ایثار و حماسه نیست در ذهن این جماعت فقط سراغ از شربت و غذای نذری بگیرید
اینجا غوغایی نه بر سر امام حسین بلکه بر سر قابلمه غذا برپاست.
شهر من هزاران تکیه دارد و هزاران آدم بی تکیه گاه. شهر من گرسنگان زیادی دارد گرسنگانی که در این ده روز همه به برکت حاتم بخشی های حاجی بازاری ها غذایی می خورند غذایی که شاید جوابگوی نیاز یکسال تمام گرسنگان باشد.
شهر من به برکت شهرداری هزاران تکیه دارد اما شهر من خیلی چیزها ندارد شهر من بیمارستان ندارد شهر من به تعداد کافی اتوبوس ندارد و از همه مهمتر شهر من دستشویی ندارد اما مهم نیست شهر من تکیه دارد برای عزاداری و این می ارزد به تمام بدبختی های یک شهر .
کارناوال عزا داری می آید با علمهای رنگاوارنگ. در رنگ پرها غرق می شوی و میخکوب شاخه شانه کشیدن جوانان در نشان دادن زور و بازوی خود
دسته زنجیر زنی را می بینی. چشمکها و خنده ها را می بینی. جنگ بر سر طبل و سنج را می بینی.
چقدر این مداحی آشناست به گوش. 
روضه خوان روضه می خواند تو مشمئز از این روضه طلب هوای تازه می کنی. آری هزار چهارصد سال گذشته  اگر هر ده سال یک دروغ خوانده شود باید واقعه عاشورا را در جای دیگر جست.

صدای محرم می آید: آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق

 

نوشته شده توسط علیرضا | موضوع: | لينک ثابت |